فيدوس

 
 

شبها در آسمان گاهي شهاب سنگهائي ديده مي شود كه مشاهده  آن براي خيلي ها جالب و ديدني است . اما در گذشته  اين طور نبود و يا لااقل براي ما بچه ها كه شنيده بوديم افتادن ستاره از آسمان نشانه مرگ يك انسان است جالب نبود و معمولا فوري  چشمانمان را بر زمين مي دوختيم تا شاهد مرگ كسي نباشيم .

 ليكو در گذشته  به صداي آژير گفته مي شد . و هميشه صداي ليكو يا آزير مانند شهاب سنگ ها نشانه اوضاع وخيم  شخصي در حال مرگ را براي ما تداعي مي كرد .

طاق نصرت

 
 

طاق نصرت سر در بزرگي است كه در گذشته در هنگام ورود سربازان پيروز در جنگ در مبدا  شهر نصب مي كردند . گاهي ديده شده كه در هنگام استقبال از بزرگان و مسئولين نيز اقدام به نصب طاق نصرت جمع و جور و كوچكتري مي كردند .

پدرم كارگر پالايشگاه بود و شاغل در واحد برق تعميرات منازل .  اواخر خدمتش بود . سالها كار در واحد هاي مختلف پالايشگاه او را نيز مانند تمامي كاركناني كه پس از سي سال خدمت در صنعت  لاشه اي را تحويل خانواده مي دهند او را نيز فرسوده كرده بود . لاجرم از كارهاي سخت منع و به كارهاي سبك گماشته مي شد . در يكي از زمستانهاي سرد آن دوران كه دانش اموز دبستاني بودم . همراه پدرم كه شبكار بود به محل كارش رفتيم . روبروي روابط عمومي پالايشگاه  ، طاق نصرتي با استيج ( لوله ) نصب و چراغاني شده بود . ( همين مكاني كه فعلا طاق نصرتي دائمي نصب شده است ) 

رادیو آبادان و شباهنگ

 
 

خدمت نظام را قبل از انقلاب با عنوان سپاهي دانش در يكي از روستاهاي اردستان استان اصفهان گذراندم . چند ماهي را آموزش ديديم و سپس به روستاي صفي آباد اعزام شدم . حدود دوازده سيزده نفر از بچه هاي آبادان در منطقه اردستان و نائين تقسيم شديم . اسم روستا ، صفي آباد بود ولي در منطقه به نام روستاي عربها معروف بود . روستائي بدون لهجه مردم آن منطقه  و نام خانوادگي اكثريت روستا عامري بود بيشتر افراد روستا تحصيل كرده بودند و معمولا  پاتوقشان اصفهان يا تهران بود. . آنطور كه سوال كردم مي گفتند اجدادشان ایرانی نبوده و به آن منطقه كوچ كرده بودند .

دوربین اتوماتیک

 
 

عكاسي را به طور رسمي از اواخر دهه چهل شروع كردم . علاقه شديدي به  الكترونيك و عكاسي داشتم . اولين بار يك دوربين لوبيتل گرفتم . دوربين لنز رفلكس با حلقه فيلم دوازده تائي و سايز شش در شش و سياه سفيد . دوربين جالبي بود و هنوز هم آن را دارم . مدتها با آن كار مي كردم تا هوس دوربين اتوماتيك كردم .

ترافیک

 
 

چندی پیش در عکسهای موجود در اینترنت به عکسی برخوردم مربوط به در ورودی اصلی پالایشگاه و محل تقاطع آن با خیابان اصلی . تصویری از چراغ راهنمائی و پلیسی که مسئول ترافیک آن تقاطع بود . پدرم کارگر پالایشگاه بود و مناظره آن چراغ راهنمائی و پلیس را دقیقا به خاطر دارم. آن زمانها ترافیک سبکی در شهر بود و رانندگان آن انسانهای منظم و مقرراتی بودند . یادم است در یکی از مجلات قدیمی کشور مطلبی نوشته بود در مورد ترافیک آبادان و عنوان مقاله این بود : در آبادان به هر راننده ای که مقررات رانندگی را رعایت نکند . به او می گویند آهای تهرونی (البته جسارت نباشد . احتمالا به خاطر مقداری بی نظمی در فرهنگ آن زمان آن شهر بوده است . )

پاتوق

 
 

پاتوق ها  محل گرد آمدن بچه هائي است كه به يك طريق اشتراكي با هم دارند . مثل پاتوق بچه هاي هر كوچه  سر كوچه شان . يا پاتوق هاي معروف خيابان اميري و يا پاتوق پا به سن نهاده هاي احمدآبادي در فلكه كارون . ..

دو تا از پاتوق بچه هاي جبهه و جنگ گلزار شهدا و نماز جمعه است . معمولا اگر به يكي از اين دو محل سر بزني بچه هاي آن دوران و حتي كساني كه در منطقه نيستند و پنجشنبه جمعه ها گذرشان به آبادان مي اقتد خواهي ديد.

تماس با ما ( ارتباط مستقیم )

 

ایمیل: اینجا کلیک کنید

ارتباط با تلگرام: اینجا کلیک کنید

ارسال اس ام اس با گوشی:  اینجا کلیک کنید

منتخب

تنظیمات قالب

رنگ قالب

Cyan Red Green Oranges Teal

طرح بندی

وسیع جعبه قاب دار لبه دار
نمونه هایی برای طرح بندی : جعبه ، قاب دار ، لبه دار
بالا
ما از کوکی ها برای بهبود وب سایت استفاده می کنیم.ادامه استفاده شما از کوکی ها در سایت رضایت شما را از کوکی ها نشان می دهد. مشاهده جزئیات